جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

دیروز تو شرایط بدی بودم. کولرمون خراب شده بود و از صبح که از خواب بیدار شدم بدبختانه فقط با پنکه سر کردیم و از گرما در حال مهاجرت به اون دنیا بودیم! متاسفانه یکی دیگه کولرمون توی اتاقیه که اون اتاق نسبت به سایر جاهای خونه در جای کاملا پرتی قرار داره و اگه می رفتیم تو اون اتاق دیگه به هیچ وسیله رفاهی و سرگرمی مثل تلویزیون ، کامپیوتر دسترسی نداشتیم و از آشپزخونه هم دور می شدیم. بنابراین گرما رو به جون خریدیم و تحمل کردیم و دم نزدیم! در این اوضاع آب خونه هم قطع بود یعنی قطع قطع که نه اما خیلی کم فشار بود. باز هم هیچ شکایتی نکردیم. منم توی این گرما رفتم سراغ اینترنت و هفت هشت تایی آهنگ دانلود کردم. آلبوم جدید سیاوش قمیشی ، یه آهنگ از محسن یگانه ، یکی هم از حمید عسکری رو دانلود کردم. از آهنگ پرنده مهاجر سیاوش قمیشی خیلی خوشم اومد. آرومه و به آدم آرامش میده. من فقط واسه ۳   چیز از اینترنت استفاده میکنم یکی دانلود آهنگ و بازی و هر چیز به درد بخور واسه موبایل ، یکی رفتن تو سایت دانشگاه و یکی دیگه هم همین وبلاگ نویسیه. توی این سه مورد شوقی که واسه دانلود آهنگ های مورد علاقه ام دارم از همش بیشتره! خوب دیگه هر کی علاقه ای داره.

سه شنبه ها رو خیلی دوست دارم چون سریال مورد علاقه ام داره. مرگ تدریجی یک رویا رو خیلی دوست دارم این قشنگترین سریالیه که در حال حاضر داره پخش میشه اما از شانس بسیار بسیار خوب من دیشب نیم ساعت مونده به به شروع این سریال برق رفت! به خدا خیلی ضد حال بود اما نمیشد کاریش کرد دیگه. وقتی برق اومد که ۱ دقیقه به پایان سریال مونده بود! حالا امروز اگه دوباره برق قطع نشه تکرارشو نگاه میکنم. دعا کنید برق نره...

حرف و حرف و داستان!

بازم سلام

به خدا من آخر بدشانسیم دیروز یه ساعت نشستم تایپ کردم که آپ کنم حالا که میخوام کلید انتشار رو بزنم یهو زد و برق رفت! فقط می خواستم با یه مشت بزنم تو سر این کامی اما زود پشیمون شدم چون اصلا تقصیر از کامی نبود تقصیر از برق بود. دو ساعت برقمون رفت منم فقط حرص میخوردم که تمام نوشته هام پرید. حالا این وسط مامانم هم هی میگه از ساعت چن برق رفت؟ کی میاد؟ هفته قبل کی رفت؟ وااااااااااااااایی من نمیدونم چرا هر چی میشه تو خونه میخوان جوابشونو از من بگیرن! شدم مثل این کتاب های مرجع. به خدا! مثلا خواهرم میگه فلان برنامه ساعت چند داره؟ میگم ساعت ۵. میگه چه شبکه ای؟ میگم ۳. بعد حالا از بدشانسی نمیذاره همین خواهرم بر میگرده به من میگه چرا این برنامه نذاشت؟ میگم من چه میدونم میگه نه دیگه تو باید بدونی میگم آخه مگه من رئیس تلویزیونم که باید بدونم این حالا یه نمونه ی خیلی کوچیکش بود. اون شب باز داره بهم میگه پارسال اول ماه رمضون تو چه تاریخی بود؟ میگم من یادم نیس صبحانه چی خوردم تو میخوایی تاریخ ماه رمضون پارسال و بهت بگم؟! حالا هی داره اصرار میکنه که تو رو خدا یه ذره فکر کن یادت میاد! من نمیدونم در مورد نقش من تو خونه چه فکری میکنن! خلاصه من شدیدا تحت فشار قرار گرفتم که ناشی از عدم درک صحیح نقش من تو خونه هست! خدایا هم اکنون ما را بکش!!! اصلا بی خیال گفتم از این به بعد همش اطلاعات غلط بدم!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قطاری به مقصد خدا

قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ لختی در ایستگاه دنیا توقف کرد و پیامبر رو به جهان کرد و گفت: مقصد ما خداست ٬ کیست که با ما سفر کند ؟ کیست که رنج و عشق توامان بخواهد ؟ کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند .
از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود . در هر ایستگاه که قطار می ایستاد ٬ کسی کم می شد . قطار می گذشت و سبک می شد . زیرا سبکی قانون راه خداست
.
قطاری که به مقصد خدا می رفت ٬ به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت :‌اینجا بهشت است . مسافران بهشتی پیاده شوند . اما اینجا ایستگاه آخرین نیست
.
مسافرانی که پیاده شدند ٬ بهشتی شدند . اما اندکی ٬ باز هم ماندند ٬ قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند
.
آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت : دورو بر شما ٬ راز من همین بود . آن که مرا می خواهد ٬ در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد
.
و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید ٬ دیگر نه قطاری بود و نه مسافری.

نوشته ی عرفان نظر آهاری

حرف هایی از سر بیکاری

سلام

۱ـ چه خبر؟ چه میکنید با گرما؟ من که اصلا از خونه بیرون نمیرم حتی توی حیاط هم نمیرم! این روز های من اینقدر داره بی هدف و الکی سر میشه که فقط خدا میدونه هیچ کار مفیدی انجام نمیدم صبح ساعت ۱۰ از خواب بیدار میشم اونم مامانم هی صدام میزنه آخه مامان و بابام گیر دادن که حتما صبحانه بخور به خاطر صبحانه نمیذارن من تا دیر بخوابم ۵ دقیقه اگه از ساعت ۱۰ بگذره هی مامانم صدام میزنه پاشو که دیر شد پاشوووووو..... من بدبختم بلند میشم! بعدش همینجور جلوی تلویزیون وقتم میگذره تاااااااااااااااااااااااااااااا شب! این برنامه روزانه منه! دیگه از بیکاری دارم خفه میشم... میخواستم ترم تابستون بگیرم اما از شانس من درسهایی که ارائه شده همشو پاس کردم بنابراین ترم تابستون منتفی شد. دیگه نمیدونم چیکار کنم! خیلی بیکارم... اصلا حال و حوصله ی وبلاگ نویسی هم ندارم... شاید در اینجا رو تخته کردم. تا ببینم چی پیش میاد... 

۲ـ یادتونه تو پست قبلی گفتم دعا کنید استاد یه نمره خوب بهم بده؟ عجب نمره ای بهم داده دستش درد نکنه! نمرم شده ۱۵ . آخه این استادمون واسه امتحان اینقد سوال سخت میده جوری سوال ها رو می پیچونه که آدم گیج میشه امتحانمو افتضاح دادم اما مثل اینکه این تحقیقه دستمونو گرفت!!!

۳ـ کسی اگه آهنگ alone (تنها) از نیما علامه داره لینک دانلودشو برام بنویسه چند تا هم پیدا کردم اما دانلود نمیشه مشکل داره. چند وقت پیش شنیدم به نظرم قشنگ اومد حالا اگه کسی داشت ممنون میشم!

 

سلام

چند روز پیش من و دوست جونم از صبح کله ی سحر یعنی ساعت ۸:۳۰ رفتیم دنبال بدبختی تا ۱۲:۳۰ . باورتون نمیشه تو این گرمای هوا این جوری شده بودم:  دیگه وقتی برگشتم خونه با یه جنازه هیچ فرقی نداشتم!!! قرار بود یه تحقیقی رو بدیم به یکی از استاد هامون که نمره ی خوبی هم توش بود!  اما از شانس بدمون استاد پیداش نبود که نبود. موبایلش که جواب نمیداد هیچ نشونه دیگه ای هم ازش نداشتیم. ما هم به هر کی که بگین متوسل شدیم از مدیر بخش گرفته تا همکلاسی ها اما تلاشمون کاملا بی نتیجه موند  دیگه حسابی قاطی کرده بودیم. مثل آواره ها تو خیابون سرگردون بودیم. تا این که بالاخره شانسمون گرفت و موبایل استاد جواب داد!  استاد فرمودن که تحقیقتون رو ببرین دانشگاه تا به دستم برسونن. ما هم مثل بچه ی حرف گوش کن همین کار رو کردیم!  بعدش یه نفس رااااااااااحت کشیدیم که کارمون بعد کلی علافی بالاخره به نتیجه رسید!  می بینید به خاطر نمره چه کارها که نمی کنیم؟ ۴ ساعت تمام تو گرما قدم زدیم  تا چند نمره ناقابل گیرمون بیاد! تازه کلی هم خرج کردیم... دعا کنید استاد یه نمره تپل بهمون بده!!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* امروز دومین روز از ماه رجب هست. قدر این ماه رو بدونین. اگه می تونین روزه بگیرین. این ماه ، ماهی هست که خداوند در باره ی آن فرموده اند هر چه می خواهید ، من در این ماه به شما میدهم. شما بخواهید. استغفار زیاد کنید که این ماه ، ماه آمرزش است...

امیدوارم از این ماه پر فضیلت سرسری نگذرین.