سلام
اصلا حس آپ کردن نیستاااا... هی میگم فردا آپ کنم فردا که میشه میگم نه پس فردا... حالا امروز اومدم دیگه گفتم بیام هر چند هیچ حرفی واسه گفتن ندارم... همه ی روزام مثل هم داره میگذره... صبح ها بیست دقیقه مونده به اذون ظهر از خواب بلند میشم!!!!!
نماز میخونم بعد هم میام یه سری با اینترنت کار میکنم تقریبا نیم ساعتی بعدش دیگه بیکارم تااااااااااا وقت افطار... تو این مدت هم همش مثل روح سرگردون از این اتاق به اون اتاق از اون اتاق به این اتاق هی میرم هی میام هیچ کاری هم نمیکنمااااا فقط یه ذره پیاده روی میکنم همین!!!
دیگه خسته شدم این دانشگاه هم باز نمیشه تا یه ذره بیفتیم تو درس و مشق سرگرم بشیم والا... خلاصه اینکه خیلی بی حوصله شدم... چند وقت پیش با دوس جون رفتیم از کتابخونه کتاب گرفتیم خیلی خوب بود اصلا حوصلم سر نمیرفت... اما کلی مکافات کشیدیم واسه پس بردنش سه روز رفتیم تا بالاخره یه روز موفق به تحویل کتاب شدیم!!! فکرشو بکن تو این گرما تو ماه رمضون!
دیگه گفتیم عمرا اگه کتاب بگیریم!!! آخه ساعت کار کتابخونه تغییر کرده بود! ما هی میرفتیم هی با در بسته روبرو می شدیم
اینم از این... شما اوقات بیکاریتونو چه جوری پر میکنین؟
***
چند شب دیگه شب قدره... منو خیلی دعا کنید... میگن دعای دیگران در حق آدم خیلی زود مستجاب میشه... التماس دعا از همتون....
نوشته شده در ساعت
