سلام
چند روز پیش من و دوست جونم از صبح کله ی سحر یعنی ساعت ۸:۳۰ رفتیم دنبال بدبختی تا ۱۲:۳۰ . باورتون نمیشه تو این گرمای هوا این جوری شده بودم:
دیگه وقتی برگشتم خونه با یه جنازه هیچ فرقی نداشتم!!! قرار بود یه تحقیقی رو بدیم به یکی از استاد هامون که نمره ی خوبی هم توش بود!
اما از شانس بدمون استاد پیداش نبود که نبود. موبایلش که جواب نمیداد هیچ نشونه دیگه ای هم ازش نداشتیم.
ما هم به هر کی که بگین متوسل شدیم از مدیر بخش گرفته تا همکلاسی ها اما تلاشمون کاملا بی نتیجه موند
دیگه حسابی قاطی کرده بودیم. مثل آواره ها تو خیابون سرگردون بودیم. تا این که بالاخره شانسمون گرفت و موبایل استاد جواب داد!
استاد فرمودن که تحقیقتون رو ببرین دانشگاه تا به دستم برسونن. ما هم مثل بچه ی حرف گوش کن همین کار رو کردیم!
بعدش یه نفس رااااااااااحت کشیدیم که کارمون بعد کلی علافی بالاخره به نتیجه رسید!
می بینید به خاطر نمره چه کارها که نمی کنیم؟ ۴ ساعت تمام تو گرما قدم زدیم
تا چند نمره ناقابل گیرمون بیاد! تازه کلی هم خرج کردیم... دعا کنید استاد یه نمره تپل بهمون بده!!! 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* امروز دومین روز از ماه رجب هست. قدر این ماه رو بدونین. اگه می تونین روزه بگیرین. این ماه ، ماهی هست که خداوند در باره ی آن فرموده اند هر چه می خواهید ، من در این ماه به شما میدهم. شما بخواهید. استغفار زیاد کنید که این ماه ، ماه آمرزش است...
امیدوارم از این ماه پر فضیلت سرسری نگذرین.



نوشته شده در ساعت
