سلام
هر چی فکر کردم که امروز بیام در مورد چی بنویسم چیزی به ذهنم نرسید. نمی دونم چرا مدتیه خاموش شدم و روشن هم نمیشم! همش تقصیر تعطیلیه آخه باعث میشه مغز آدم یه چند وقتی بیکار بمونه واسه همین زمان نیاز داره تا دوباره بیفته رو دور زندگی!!! باورتون میشه من حدود یک ماهه که تعطیلم! حتما پیش خودتون میگین : خوش به حالش... نه؟ اما نه ، من از تعطیلی زیاد ، خوشم نمیاد یعنی باید به اندازه ای باشه که آدم لذت ببره نه این که کلافه شه. من از ۲۰ اسفند تعطیل شدم که تا ۱۶ فروردین ادامه داشت. یعنی ۲۶ روز ، این خیلی زیاده... البته تعطیلات قبل از عید که خوب بود چون به هر حال آدم تو این زمان کارهای زیادی داره که باید انجام بده که یکیش همین خونه تکونیه به خاطر همین این ۱۰ روز آخر سال خوب بود چون لا اقلش بیکار نبودم. از اول فروردین هم به مدت یه هفته رفتیم مسافرت که اینم واسه تغییر روحیه خیلی لازم بود اما بعد از این که از مسافرت برگشتیم دیگه واقعا داشتم از بیکاری و علافی دیوونه میشدم. هی هر روز به دوست جونم اس ام اس می زدم تا دلم باز شه اما اون از من بدتر بود و بیشتر از من از تعطیلی شاکی بود!!! خلاصه به هر بدبختی بود این چند روز هم گذشت. روز سیزده هم نرفتیم بیرون یعنی واسه ناهار نرفتیم اما عصرش رفتیم. چقدر هم شلوغ بود! اما حالا که تعطیلات تموم شده و همه چی برگشته به حالت عادی خودش هنوز به ((تعطیلات تمام شد)) عادت نکردم هر چند روزشماری میکردم تا تعطیلات تمام شه!!! از دو هفته دیگه هم امتحان های میان ترم شروع میشه ...

***
*فیلم جاده متروک رو دیدین؟ خیلی قشنگه یه چند باری هم از تلویزیون گذاشته اما من فقط یک بار موفق به دیدنش شدم که تابستون پارسال بود. پیشنهاد میکنم حتما ببینید. واقعا قشنگه...



نوشته شده در ساعت
