مستر بین Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

سلام!!!

من اومدم! زنده برگشتم! امتحانام رو دادم به صورت فشرده حالا ببینم نتیجش چی میشه؟ ۲ تا دیگه مونده که خیلی راحته و وقت واسه خوندنش دارم. یه موضوعی این روزا خیلی تو وبلاگ ها به چشم میخوره اونم شکایت از دست استاد هاست! خیلی از نویسنده های این وبلاگ ها از این شاکی هستن که : ما درس میخونیم ، امتحانمون رو خوب میدیم اما استاد برگمون رو سرسری تصحیح میکنه و حقمون ضایع میشه. یه استاد به قیافه نمره میده ، یکی شانسی بعضی ها رو پاس میکنه و یکی هم یه در میون برگه ها رو واقعا!!! تصحیح می کنه... وقتی این حرف ها رو می شنوم شرمنده ی استاد های خودم میشم. کارشون حرف نداره در حق هیچ کس ظلم نمی کنن برگه هارو تک به تک با دقت تصحیح میکنن هیچ وقت نشده دانشجویی بگه من خیلی خونده بودم امتحانمو عالی دادم اما این استاد منو انداخت. اگه کسی فاینالشو عالی بده و تو فاینال نمره قبولی بیاره پاس میشه حتی اگه میان ترمشو خراب کرده باشه واقعا که ما استاد های با تجربه و با سوادی داریم و چقدر هم خوب درس میدن. دست همشون درد نکنه...

***

روزی یکی از شاگردان ابو علی سینا به وی گفت : تو با این همه علم و معرفت چرا ادعای پیامبری نمی کنی تا مریدان زیادی به دست آوری؟ ابو علی سینا گفت : روزی پاسخ تو را خواهم داد.

این شاگرد در یکی از سفرها با ابو علی سینا همسفر شد و شب را در یک محل خوابیدند. هوا بسیار سرد بود و برف سنگینی باریده بود. صبح هنگامی که موذن بر سر گلدسته مشغول اذان گفتن بود ابو علی سینا شاگرد خود را صدا زد و گفت : برو برای من مقداری آب بیاور تا وضو بگیرم. شاگرد بهانه خواب را گرفت و هم چنین گفت : استاد هوا بسیار سرد است بهتر نیست که نماز را تا بالا آمدن آفتاب و گرم شدن هوا به تاخیر بیندازیم؟ ابو علی گفت : یادت می آید که به من گفتی با این همه علم و معرفت چرا ادعای نبوت نمی کنی؟ پیغمبر اسلام که ادعای پیامبری کرد فرستاده خدا بود که اکنون بعد از چند سال مسلمانان به شوق نماز خواندن از خواب شیرین می زنند و سرما را به جان می خرند. اما من به تو که شاگردم هستی می گویم کمی آب برای من بیاور سر باز می زنی حال من چگونه ادعای پیامبری کنم؟!!!

منبع : تله تکست