مجموعه عظیم فوتوشاپ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
تولد ، تولد ، تولد...

سلام

امروز اصلا قصد آپ کردن نداشتم اما یهو یادم اومد که تولد وبلاگمه چون که تولد یک سالگیشه با خودم گفتم اگه براش تولد نگیرم بی انصافیه آخه تولد یک سالگی رو حتما باید جشن گرفت!

پارسال پنجم شهریور هزار و سیصد و هشتاد و پنج ، یادمه شب بود که این وبلاگو ساختم پس تا تولد واقعیش یه ده ساعت دیگه می خواد ولی خوب مهم نیست...

توی این یه سال دوستای خیلی گلی پیدا کردم و از همشون تشکر میکنم که هوای منو داشتن و با نظراشون همیشه یاریم میکردن. واسه تک تک تون آرزوی سلامتی و شادمانی دارم!(راستی یه کمکی از همتون میخوام هر کی می خواد کمکم کنه بره پایین این دو تا عکس اون جا نوشتم.)

اینم کیک تولد بفرمایین میل کنید!

دهکده رویا تولدت مبارک!!!

***

کی یه برنامه داره که بتونه پسوند اون چیزهایی رو که دانلود میکنیم رو تغییر بده؟ آخه من چند تا آهنگ دانلود کردم که پسوندش wmv هست و رو موبایل اجرا نمیشه حالا می خوام پسوند اینا رو تغییر بدم و تبدیل به mp3 کنم.اما نمی دونم چه جوری؟ آها یه چیزم بگم این آهنگا تصویریه. هر کی می دونه کمکم کنه.ممنون!

***

یه تولد دیگه هم تو راهه که همتون انتظارشو میکشین! بله جشن میلاد حضرت مهدی (عج) که دو سه روز دیگست!!!

***

چه خوبه که این روزا مخصوصا شب نیمه شعبان همگی دستامونو به طرف آسمون بلند کنیم و واسه ظهور مهدی صاحب الزمان (عج) دعا کنیم...

یه بار از یکی (درست یادم نیست کی بود) شنیدم هر وقت به امام زمان (عج) سلام کنی جوابتو میده از اون به بعد هر وقت یادم باشه میگم : السلام علیک یا ابا صالح المهدی...

***

یه شعر خیلی قشنگ از مرحوم آغاسی که میدونم همتون با این شعر تو یه حال و هوای دیگه میرین :

خبر آمد...

خبر آمد خبری در راه است

سر خوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید

پرده از چهره گشاید شاید

دست افشان پای کوبان می روم

بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را

بر که بسپارد زمام خویش را

با همه ی لحن خوش آوایی ام

در به در کوچه ی تنهایی ام

ای دو سه تا کوچه زما دور تر

نغمه ی تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی

مایه ی آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود

یک شبه حلال مسایل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است

نامه ی تو خط امان من است

ای نگهت خواستگه آفتاب

بر من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده بر انداز به چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یار و مددکار ما

کی ، و کجا وعده ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه ی عطفی به اوج آمینم

کدام گوشه ی مشعر ، کدام کنج منا

به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف باز کش

تا صبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه ی پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است

سر خوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید شاید...

پرده از چهره گشاید شاید...