خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

مناجات

بار خدایا ، مهیمنا ، یا روح القدس ، من انسانم ، به آن گونه ای که تو آفریدی. با همان نقص ها و کمبود ها من انسانم. نمیتوانم مثل فرشتگانت پاک و آسمانی باشم. گاهی فریب می خورم ، گاهی فریب می دهم. گاهی به جبر زمان رنگ عوض میکنم. گاهی ناشکر می شوم. گاهی خودخواهی وجودم را فرا می گیرد. گاهی از تو دور می شوم و اهریمن گونه رفتار میکنم. گاهی دروغ می گویم. ریا می کنم. گاهی...

اما همیشه ، همیشه ، همیشه پشیمان می شوم و به سوی تو باز می گردم. چون آغوش تو همیشه باز است. آغوشی امن تر از هر آنچه که به ذهنم می رسد. تو ستار العیوبی ، تو رحیمی ، تو غفوری و تو رحمانی!

خداوندا ، به سوی تو می آیم. روحم را آماده ی پذیرش صدای روحانی تو میکنم. تو را می پرستم و می دانم که همیشه با منی. حتی وقتی در مغاک تاریک روحم اسیر شیطان و شیطان صفتان شده ام!

بار خدایا ، نمیدانم کیستی و کجایی؟ بی خردان بسیاری در آسمان ها به دنبال تو می گردند و ابلهان زیادی در زمین تو را جستجو می کنند ، در حالی که تو در قلب انسان ها جای داری. خداوندا تو را به همه ی عزیزانت قسم ، از آدم تا محمد ، از ابراهیم تا نوح و ... خداوندا تو را به علی (ع) سوگند ، خودت نگاهدار روح من باش و مگذار که بیش از این سیاه کار شوم ...!

بر گرفته از مجله ی اتفاق نو  

***

سلام

قبل از هر چیز ایام پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران رو به همه ی شما هم وطن های عزیزم تبریک میگم.

من دو یا سه هفته نیستم شایدم بیشتر ... اما بر میگردم.

در ضمن از همه ی دوستایی که به من سر میزنن و نظر میذارن خیلی تشکر میکنم.

یا علی  

 

شهادت امام حسین (ع)

ایام شهادت ماه قبیله ، حضرت ابوالفضل العباس و سرور آزادگان جهان ، امام حسین علیه السلام را به شما تسلیت عرض میکنم.

*** 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز اینچه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور ، خاسته تا عرش اعظم است

گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا ، بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست ،

سر های قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین ، نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا ، حسین

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون ، بی ستون شدی

کاش آن زمان در آمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه ی دریای خون شدی

این انتقام اگر نفتادی به روز حشر

با این عمل معامله ی دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم بر آورند

ارکان عرش را به تلاطم در آورند

روزی که شد به نیزه ، سر آن بزرگوار

خورشید سر برهنه بر آمد ز کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه

ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

عرش آنچنان به لرزه در آمد که چرخ نیز

افتاد در گمان که قیامت شد آشکار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرییل

گشتند بی عماری و محمل ، شتر سوار

وانگه ز کوفه ، خیل الم رو به شام کرد

نوعی که عقل گفت : قیامت قیام کرد